در باغ در نیامدم گرد آور (894)
-
اندازه متن
+
در باغ در نیامدم گرد آور
درویش و تهی روم من راهگذر
خواهی که برون روم مرا بگشا در
ور نگشائی گمان بد نیز مبر
در باغ در نیامدم گرد آور
درویش و تهی روم من راهگذر
خواهی که برون روم مرا بگشا در
ور نگشائی گمان بد نیز مبر
الا ای نقش روحانی چرا از ما گریزانی تو خود از خانه آخر ز حال بنده می دانی
…
کژزخمه مباش تا توانی هر زخمه که کژ زنی بمانی
پیر است عروس عیش دنیا مرگش…

