آکادمی پلیکان

کژزخمه مباش تا توانی (2757)

- اندازه متن +

کژزخمه مباش تا توانی
هر زخمه که کژ زنی بمانی

پیر است عروس عیش دنیا
مرگش طلبی اگر ستانی

تا رخ ننمود جمله نور است
چون رخ بنمود شد دخانی

از سیل بلا چو کاه مگریز
در عشق و ولا چو پهلوانی

چون آب روان به هر نباتی
باید که حیات را رسانی

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×