هر موی زلف او یکی جان دارد (853)
-
اندازه متن
+
هر موی زلف او یکی جان دارد
ما را چو سر زلف پریشان دارد
دانی که مرا غم فراوان از چیست
زانست که او ناز فراوان دارد
هر موی زلف او یکی جان دارد
ما را چو سر زلف پریشان دارد
دانی که مرا غم فراوان از چیست
زانست که او ناز فراوان دارد
از آتش عشق تو جوانی خیزد در سینه جمالهای جانی خیزد
گر میکشیم بکش حلالست ترا…
من همتیم کجا بود چون من باز عرضه نکنم به هیچکس آز و نیاز
با خویشتنم…

