هر موی زلف او یکی جان دارد (853)
-
اندازه متن
+
هر موی زلف او یکی جان دارد
ما را چو سر زلف پریشان دارد
دانی که مرا غم فراوان از چیست
زانست که او ناز فراوان دارد
هر موی زلف او یکی جان دارد
ما را چو سر زلف پریشان دارد
دانی که مرا غم فراوان از چیست
زانست که او ناز فراوان دارد
آنک عکس رخ او راه ثریا بزند گر ره قافله عقل زند تا بزند
آنک نقل…
سر سخن دوست نمیارم گفت دریست گرانبها نمیارم سفت
ترسم که بخواب دربگویم سخنی شبهاست که…

