هر موی زلف او یکی جان دارد (853)
-
اندازه متن
+
هر موی زلف او یکی جان دارد
ما را چو سر زلف پریشان دارد
دانی که مرا غم فراوان از چیست
زانست که او ناز فراوان دارد
هر موی زلف او یکی جان دارد
ما را چو سر زلف پریشان دارد
دانی که مرا غم فراوان از چیست
زانست که او ناز فراوان دارد
آن را که بود کار نه زین یارانست کاین پیشهٔ ما پیشهٔ بیکارانست
این راه که…
در دلت چیست عجب که چو شکر میخندی دوش شب با کی بدی که چو سحر میخندی

