دی چشم تو رای سحر مطلق میزد (706)
-
اندازه متن
+
دی چشم تو رای سحر مطلق میزد
روی تو ره گنبد از رق میزد
تا داشتی آفتاب در سایهٔ زلف
جان بر صفت ذره معلق میزد
دی چشم تو رای سحر مطلق میزد
روی تو ره گنبد از رق میزد
تا داشتی آفتاب در سایهٔ زلف
جان بر صفت ذره معلق میزد
عالم جسم است و نور جانی مائیم عالم شب و ماه آسمانی مائیم
چون از ظلمات…
ای ز هجران تو مردن طرب و راحت من مرگ بر من شده بیتو مثل شهد و لبن
…

