آکادمی پلیکان

دیدم رخت از غم سر موئیم نماند (707)

- اندازه متن +

دیدم رخت از غم سر موئیم نماند
جز بندگی روی تو روئیم نماند

با دل گفتم که آرزوئی در خواه
دل گفت که هیچ آرزوئیم نماند

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×