در دوزخم ار زلف تو در چنگ آید (663)
-
اندازه متن
+
در دوزخم ار زلف تو در چنگ آید
از حال بهشتیان مرا ننگ آید
گوئیکه به صحرای بهشتم ببرند
صحرای بهشت بر دلم تنگ آید
در دوزخم ار زلف تو در چنگ آید
از حال بهشتیان مرا ننگ آید
گوئیکه به صحرای بهشتم ببرند
صحرای بهشت بر دلم تنگ آید
اسرار مرا نهانی اندر جان کن احوال مرا ز خویش هم پنهان کن
گر جان داری…
نومید نیم گرچه ز من ببریدی یا بر سر من یار دگر بگزیدی
تا جان دارم…

