آکادمی پلیکان

در خدمتت ای جان چو بدن می‌افتد (662)

- اندازه متن +

در خدمتت ای جان چو بدن می‌افتد
زان سجده به بخت خویشتن می‌افتد

هر بار که اندر قدمت می‌افتم
جان در باطن به پای من می‌افتد

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×