جانا تبش عشق به غایت برسید (618)
-
اندازه متن
+
جانا تبش عشق به غایت برسید
از شوق تو کارم به شکایت برسید
ارزانکه نخواهی که بنالم سحری
دریاب که هنگام عنایت برسید
جانا تبش عشق به غایت برسید
از شوق تو کارم به شکایت برسید
ارزانکه نخواهی که بنالم سحری
دریاب که هنگام عنایت برسید
تو آن ماهی که در گردون نگنجی تو آن آبی که در جیحون نگنجی
تو آن…
ای آنکه ز تو مشکلم آسان گردد سرو و گل و باغ مست احسان گردد
گل…

