جانا تبش عشق به غایت برسید (618)
-
اندازه متن
+
جانا تبش عشق به غایت برسید
از شوق تو کارم به شکایت برسید
ارزانکه نخواهی که بنالم سحری
دریاب که هنگام عنایت برسید
جانا تبش عشق به غایت برسید
از شوق تو کارم به شکایت برسید
ارزانکه نخواهی که بنالم سحری
دریاب که هنگام عنایت برسید
هستم ز غمش چنان پریشان که مپرس زانسان شدهام بی سر و سامان که مپرس
ای…
گفت بخشیدم بدو ایمان نعم…

