بییاری تو دل بسوی یار نشد (601)
-
اندازه متن
+
بییاری تو دل بسوی یار نشد
تا لطف غمت ندیده غمخوار نشد
هرچیز که بسیار شود خار شود
غمهای تو بسیار شد و خوار نشد
بییاری تو دل بسوی یار نشد
تا لطف غمت ندیده غمخوار نشد
هرچیز که بسیار شود خار شود
غمهای تو بسیار شد و خوار نشد
یاری که به حسن از صفت افزونست در خانه درآمد که دل تو چونست
او دامن…
تا تن نبری دور زمانم کشته است آن چشمهٔ آب حیوانم کشته است
او نیست عجب…

