من ذره و خورشید لقایی تو مرا (70)
-
اندازه متن
+
من ذره و خورشید لقایی تو مرا
بیمار غمم عین دوایی تو مرا
بیبال و پر اندر پی تو میپرم
من که شدم چو کهربایی تو مرا
من ذره و خورشید لقایی تو مرا
بیمار غمم عین دوایی تو مرا
بیبال و پر اندر پی تو میپرم
من که شدم چو کهربایی تو مرا
گر قدر کمال خویش بشناختمی دامان خود از خاک بپرداختمی
خالی و سبک بر آسمان تاختمی…
جمله با وی بانگها…

