گر قدر کمال خویش بشناختمی (1924)
-
اندازه متن
+
گر قدر کمال خویش بشناختمی
دامان خود از خاک بپرداختمی
خالی و سبک بر آسمان تاختمی
سر بر فلک نهم برافراختمی
گر قدر کمال خویش بشناختمی
دامان خود از خاک بپرداختمی
خالی و سبک بر آسمان تاختمی
سر بر فلک نهم برافراختمی
هزار جان مقدس فدای سلطانی که دست کفر برو برنبست پالانی
ببرد او به سلامت میان…
بگشا در بیا درآ که مبا عیش بیشما به حق چشم مست تو که توی چشمه وفا

