من ذره و خورشید لقایی تو مرا (70)
-
اندازه متن
+
من ذره و خورشید لقایی تو مرا
بیمار غمم عین دوایی تو مرا
بیبال و پر اندر پی تو میپرم
من که شدم چو کهربایی تو مرا
من ذره و خورشید لقایی تو مرا
بیمار غمم عین دوایی تو مرا
بیبال و پر اندر پی تو میپرم
من که شدم چو کهربایی تو مرا
ما مینرویم ای جان زین خانه دگر جایی یا رب چه خوش است این جا هر لحظه تماشایی
…
امروز نگار ما نیامد آن دلبر و یار ما نیامد
آن گل که میان باغ جانست…

