من ذره و خورشید لقایی تو مرا (70)
-
اندازه متن
+
من ذره و خورشید لقایی تو مرا
بیمار غمم عین دوایی تو مرا
بیبال و پر اندر پی تو میپرم
من که شدم چو کهربایی تو مرا
من ذره و خورشید لقایی تو مرا
بیمار غمم عین دوایی تو مرا
بیبال و پر اندر پی تو میپرم
من که شدم چو کهربایی تو مرا
شدم به سوی چه آب همچو سقایی برآمد از تک چه یوسفی معلایی
سبک به دامن…
رفتم بدر خانهٔ آنخوش پیوند بیرون آمد بنزد من خنداخند
اندر بر خود کشید نیکم چون…

