ابرم، همه اما به چمن رو کرده
-
اندازه متن
+
ابرم، همه اما به چمن رو کرده
شمعم، همه جان خویش اما خورده
از غیرم امید چه می باید داشت
چون من همه از خویشتنم آزرده.
ابرم، همه اما به چمن رو کرده
شمعم، همه جان خویش اما خورده
از غیرم امید چه می باید داشت
چون من همه از خویشتنم آزرده.
با نرگس گفتم: ز چه ای چشمهی ناز در خواب شدی، دیده نمی داری باز؟
فردا…
گویند که جز تو را نمیباید خواست گویند که این خواستن از اهل خطاست.
با راستی…

