آکادمی پلیکان

جوی است خموش، آسیاب افسرده

- اندازه متن +

جوی است خموش، آسیاب افسرده
هر بیش و کمی در آن بهم برخورده

یک زن پس زانوش به غم سر برده
دانی چه شده است؟ آسیابان مرده

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×