از تف رهت سوختم آبی در ده
-
اندازه متن
+
از تف رهت سوختم آبی در ده
آباده ای از کنج خرابی در ده
یا از پی بیداری تابی در ده
یا آنکه به بی تابی خوابی در ده
از تف رهت سوختم آبی در ده
آباده ای از کنج خرابی در ده
یا از پی بیداری تابی در ده
یا آنکه به بی تابی خوابی در ده
دیریست نعره میکشد از بیشهی خموش کککی که مانده گم. از چشم ها نهفته پری وار زندان بر او شده…
گفتم: چه کنم؟ گفت: به جانانه نگر گفتم: دیدم. گفت: به ویرانه نگر
با حکمش گردیدم…

