دود از بر خاکستر بنیادم شد
-
اندازه متن
+
دود از بر خاکستر بنیادم شد
افسوس که با خرابم آبادم شد
هر زیف و زنی که کرد شاگردی من
حرفی دو سه ناموخته استادم شد
دود از بر خاکستر بنیادم شد
افسوس که با خرابم آبادم شد
هر زیف و زنی که کرد شاگردی من
حرفی دو سه ناموخته استادم شد
گفتم گره از مویش اگر بگشاید در کارم صد گره ز سر بگشاید
مویش بگشود، لیک…
بنشست، چنان که ما بنشسته بر آب برخاست، چنان که عکس مهتاب در آب،
القصه به…

