دود از بر خاکستر بنیادم شد
-
اندازه متن
+
دود از بر خاکستر بنیادم شد
افسوس که با خرابم آبادم شد
هر زیف و زنی که کرد شاگردی من
حرفی دو سه ناموخته استادم شد
دود از بر خاکستر بنیادم شد
افسوس که با خرابم آبادم شد
هر زیف و زنی که کرد شاگردی من
حرفی دو سه ناموخته استادم شد
جمعی به سخن تا سحرم گوش شدند در جوش چو گشتم همه د رجوش شدند
دیدی…
گفتم گرهی موی تو؟ گفتا باشد گفتم نه رهی سوی تو؟ گفتا باشد
گفتم همه ام…

