دود از بر خاکستر بنیادم شد
-
اندازه متن
+
دود از بر خاکستر بنیادم شد
افسوس که با خرابم آبادم شد
هر زیف و زنی که کرد شاگردی من
حرفی دو سه ناموخته استادم شد
دود از بر خاکستر بنیادم شد
افسوس که با خرابم آبادم شد
هر زیف و زنی که کرد شاگردی من
حرفی دو سه ناموخته استادم شد
پای آبله مردیام بر در به نیاز ببریده بیابان به در، از راه دراز
در زمره…
گل آتش دل به چهره میپردازد ابر آبش در سینه همی اندازد
باد از زیر خاک…

