سر کرد نوایی که همه گوش شدم
-
اندازه متن
+
سر کرد نوایی که همه گوش شدم
وز خود شدم و خودی فراموش شدم
القصه در آن سحر که من بودم و او
حرفی به من آموخت که خاموش شدم
سر کرد نوایی که همه گوش شدم
وز خود شدم و خودی فراموش شدم
القصه در آن سحر که من بودم و او
حرفی به من آموخت که خاموش شدم
بودش همه با سوختهاش ناز و گزند گفتم که به حرف آورمش دل دربند
سوی وی…
شب بود مه از تهیگه ابر بر آب در سر همه ام مستی و در تب، شراب

