پنجرهی قطاری – پیرمرد
-
اندازه متن
+
پنجرهی قطاری
که در آن زنی زیبا نشسته است
مرا فرو میمکد
در ایستگاه بعد
پیرمردی از قطار پیاده خواهد شد
پنجرهی قطاری
که در آن زنی زیبا نشسته است
مرا فرو میمکد
در ایستگاه بعد
پیرمردی از قطار پیاده خواهد شد
تنهایی در طبقهی آخر آسمانخراشها بلندتر است به آن خورشید نگاه کن که دارد از پشتبام سقوط میکند
در ایستگاه اتوبوس تلویزیونی روشن مانده بود که آن همه حیوان در آنجا میدویدند تلویزیونمان روشن مانده است در خانه…

