پنجرهی قطاری – پیرمرد
-
اندازه متن
+
پنجرهی قطاری
که در آن زنی زیبا نشسته است
مرا فرو میمکد
در ایستگاه بعد
پیرمردی از قطار پیاده خواهد شد
پنجرهی قطاری
که در آن زنی زیبا نشسته است
مرا فرو میمکد
در ایستگاه بعد
پیرمردی از قطار پیاده خواهد شد
درها محلِ عبورِ ارواح توالت دهانِ سگی گیر افتاده در فاضلاب تخت تابوتی بدونِ سقف وُ ملافه را که دیگر…
پشتِ دیوارهایشان را دیدهام. چشمهای من میتوانند آنسوی اجسام را ببینند. اتاقهایشان باغهایشان استخرها وُ حمامهایشان را دیدهام. من از…

