سپیده که سر بزند
-
اندازه متن
+
سپیده که سر بزند
در این بیشهزار خزان زده شاید گلی بروید
شبیه آنچه در بهار بوئیدیم .
پس به نام زندگی
هرگز نگو هرگز
سپیده که سر بزند
در این بیشهزار خزان زده شاید گلی بروید
شبیه آنچه در بهار بوئیدیم .
پس به نام زندگی
هرگز نگو هرگز
جلو خودم را نگاه کردم در جمعیت تو را دیدم میان گندمها تو را دیدم زیر درختى تو را دیدم.…
چشماندازی عریان که دیری در آن خواهم زیست چمنزارانی گسترده دارد که حرارت تو در آن آرام میگیرد. چشمههایی که…

