ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
حالا
[ ع. حالاً ] (ق.) اکنون، در این وقت.
حالا حالا
(ق مر.) (عا.) مأخوذ از عربی به معنی به این زودی.
حالت
(لَ) [ ع. حاله ] (اِ.)
۱- چگونگی، وضع.
۲- خوشی، سرمستی.
۳- کیفیت نواختن قطعات موسیقی به شرط حفظ اصل آن.
۴- در نمایش تجسم افکار و احساسات به وسیله حرکات متناسب چهره و بدن.
۵- در عرفان، وجد، طرب.
حالق
(لِ) [ ع. ] (اِفا.) ماده و دوایی که زایل کننده و سترنده موی باشد مانند زرنیخ و نوره و سفید آب و خاکستر و غیره، حلاق.
حالک
(لِ) [ ع. ] (ص.) بسیار تیره.
حالی
(ق.) = حالا:
۱- همین که، به محض این که.
۲- آن گاه، آن زمان.
حالی
(~.) [ ع. ] (اِفا.) آراسته، مزین، متحلی.
حالی شدن
(شُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) (عا.) فهمیدن، درک کردن.
حالی کردن
(کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) (عا.) فهماندن، فهمانیدن.
حالیا
(ق.) اکنون، حالا.
حامد
(مِ) [ ع. ] (اِفا.) ستاینده، ستایشگر.
حامض
(مِ) [ ع. ] (اِفا. ص.) ترش، ترش مزه.
حامل
(مِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- حمل کننده.
۲- آبستن.
۳- برای نوشتن نت، پنج خط افقی موازی را که به فاصله مساوی رسم شده باشد به کار میبرند و نت را در روی خطوط و مابین آنها مینویسند. مجموع این پنج خط ...
حامله
(مِ لِ) [ ع. حامله ] (اِفا.) مؤنث حامل. آبستن، زن باردار.
حامی
[ ع. ] (اِفا.) نگهبانی کننده، حمایت کننده.
حانوت
[ ع. ] (اِ.)۱ - دکان.
۲- میکده. ج. حوانیت.
حاوی
[ ع. ] (اِفا.) دربردارنده، شامل.
حاکم
(کِ) [ ع. ] (اِ. ص. اِفا.)
۱- فرماندار، والی. ج. حکام.
۲- قاضی، داور.
۳- آن که بر دیگران حکومت کند. ؛~ شرع عالمی روحانی که بر امور شرعی مردم حکومت کند.
حاکمیت
(کِ یَّ) [ ع. ] (مص جع.)
۱- حاکم بودن، مسلط بودن.
۲- اعمالی که دولتها برای اعمال قدرت و حل مسایلی که به حفظ نظم عمومی وابستهاست انجام دهند. ؛~ ِ ملی حقی است که سازمان ملل برای هر ...
حاکی
[ ع. ] (اِفا.) حکایت کننده، بیان کننده.