این عرصه که عرض آن ندارد طولی (1760)
-
اندازه متن
+
این عرصه که عرض آن ندارد طولی
بگذار عمارتش بهر مجهولی
پولیست جهان که قیمتش نیست جوی
یا هست رباطی که نیرزد پولی
این عرصه که عرض آن ندارد طولی
بگذار عمارتش بهر مجهولی
پولیست جهان که قیمتش نیست جوی
یا هست رباطی که نیرزد پولی
دی از تو چنان بدم که گل در بستان امروز چنانم و چنانتر ز چنان
من…
ای هرچه صدف بستهٔ دریای لبت وی هرچه گهر فتاده در پای لبت
از راهزنان رسیده…

