آکادمی پلیکان

دی از تو چنان بدم که گل در بستان (1475)

- اندازه متن +

دی از تو چنان بدم که گل در بستان
امروز چنانم و چنان‌تر ز چنان

من چون نزنم دست که پابند منی
چون پای نکوبم که توئی دست زنان

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×