ای لعل لبت معدن شکر چیدن (1422)
-
اندازه متن
+
ای لعل لبت معدن شکر چیدن
وز چشم تو نور نامصور دیدن
مه گردانست و برک که گردانست
فرقست بسی میان هر گردیدن
ای لعل لبت معدن شکر چیدن
وز چشم تو نور نامصور دیدن
مه گردانست و برک که گردانست
فرقست بسی میان هر گردیدن
در شرابم چیز دیگر ریختی درریختی باده تنها نیست این آمیختی آمیختی
بار دیگر توبهها را…
خائیدن آن لب که چشیدی شکرش مالیدن دستی که کشیدی بسرش
نگذارد آنکه او به جان…

