ای لعل لبت معدن شکر چیدن (1422)
-
اندازه متن
+
ای لعل لبت معدن شکر چیدن
وز چشم تو نور نامصور دیدن
مه گردانست و برک که گردانست
فرقست بسی میان هر گردیدن
ای لعل لبت معدن شکر چیدن
وز چشم تو نور نامصور دیدن
مه گردانست و برک که گردانست
فرقست بسی میان هر گردیدن
ای وصل تو اصل شادمانی کان صورتهاست وین معانی
یک لحظه مبر ز بنده که نیست…
آن کس که ترا شناخت جان را چه کند فرزند و عیال و خانمان را چه کند

