تا در طلب مات همی کام بود (606)
-
اندازه متن
+
تا در طلب مات همی کام بود
هر دم که برون ز ما زنی دام بود
آن دل که در او عشق دلارام بود
گر زندگی از جان طلبد خام بود
تا در طلب مات همی کام بود
هر دم که برون ز ما زنی دام بود
آن دل که در او عشق دلارام بود
گر زندگی از جان طلبد خام بود
عشق آن نبود که هر زمان برخیزی وز زیر دو پای خویش گردانگیزی
عشق آن باشد…
مخسب ای یار مهمان دار امشب که تو روحی و ما بیمار امشب
برون کن خواب…

