تا در طلب مات همی کام بود (606)
-
اندازه متن
+
تا در طلب مات همی کام بود
هر دم که برون ز ما زنی دام بود
آن دل که در او عشق دلارام بود
گر زندگی از جان طلبد خام بود
تا در طلب مات همی کام بود
هر دم که برون ز ما زنی دام بود
آن دل که در او عشق دلارام بود
گر زندگی از جان طلبد خام بود
رفتم به سوی مصر و خریدم شکری را خود فاش بگو یوسف زرّین کمری را
در…
راست گفتست…

