خائیدن آن لب که چشیدی شکرش (1032)
-
اندازه متن
+
خائیدن آن لب که چشیدی شکرش
مالیدن دستی که کشیدی بسرش
نگذارد آنکه او به جان و جگرش
آب حیوان همی رسد از اثرش
خائیدن آن لب که چشیدی شکرش
مالیدن دستی که کشیدی بسرش
نگذارد آنکه او به جان و جگرش
آب حیوان همی رسد از اثرش
مستم از بادههای پنهانی وز دف و چنگ و نای پنهانی
مر چنین دلربای پنهان را…
از انبهی ماهی دریا به نهان گشته انبه شده قالبها تا پرده جان گشته
از فرقت…

