در چشم منی و گرنه بینا کیمی (1855)
-
اندازه متن
+
در چشم منی و گرنه بینا کیمی
در مغز منی و گرنه شیدا کیمی
آنجا که نمیدانم آنجای کجاست
گر عشق تو نیستی من آنجا کیمی
در چشم منی و گرنه بینا کیمی
در مغز منی و گرنه شیدا کیمی
آنجا که نمیدانم آنجای کجاست
گر عشق تو نیستی من آنجا کیمی
ساقی تو شراب لامکان را آن نام و نشان بینشان را
بفزا که فزایش روانی سرمست…
به پیش تو چه زند جان و جان کدام بود که جان توی و دگر جمله نقش و…

