در چشم منی و گرنه بینا کیمی (1855)
-
اندازه متن
+
در چشم منی و گرنه بینا کیمی
در مغز منی و گرنه شیدا کیمی
آنجا که نمیدانم آنجای کجاست
گر عشق تو نیستی من آنجا کیمی
در چشم منی و گرنه بینا کیمی
در مغز منی و گرنه شیدا کیمی
آنجا که نمیدانم آنجای کجاست
گر عشق تو نیستی من آنجا کیمی
زان آب که چرخ از آن بسر میگردد استارهٔ جانم چو قمر میگردد
بحریست محیط و…
بعضی به صفات حیدر کرارند بعضی دیگر ز زخم تو بیمارند
عشقت گوید درست خواهم در…

