آکادمی پلیکان

دوش آمده بود از سر لطفی یارم (1232)

- اندازه متن +

دوش آمده بود از سر لطفی یارم
شب را گفتم فاش مکن اسرارم

شب گفت پس و پیش نگه کن آخر
خورشید تو داری ز کجا صبح آرم

کتاب رمان شب‌های روشن
مصاحبه با فروغ فرخزاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
از من بپرس
×