دوش آمده بود از سر لطفی یارم (1232)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۵/۱۱
-
اندازه متن
+
دوش آمده بود از سر لطفی یارم
شب را گفتم فاش مکن اسرارم
شب گفت پس و پیش نگه کن آخر
خورشید تو داری ز کجا صبح آرم
آنرا که ز عشق دوست بیداد رسد (474)
آنرا که ز عشق دوست بیداد رسد از رحمت و فضل اوش امداد رسد
کوتاهی عمر…
مولانا 
