دوش از سر مستی بخراشید رخم (1233)
-
اندازه متن
+
دوش از سر مستی بخراشید رخم
آندم که زروش لاله میچید رخم
گفتم مخراشش که از آنروز که زاد
از قبلهٔ روی تو نگردید رخم
دوش از سر مستی بخراشید رخم
آندم که زروش لاله میچید رخم
گفتم مخراشش که از آنروز که زاد
از قبلهٔ روی تو نگردید رخم
شب گشت و خبر نیست مرا از شب و روز روز است شبم ز روی آن روز افروز
…
آتشینا آب حیوان از کجا آوردهای دانم این باری که الحق جان فزا آوردهای
مشرق و…

