دوش از سر مستی بخراشید رخم (1233)
-
اندازه متن
+
دوش از سر مستی بخراشید رخم
آندم که زروش لاله میچید رخم
گفتم مخراشش که از آنروز که زاد
از قبلهٔ روی تو نگردید رخم
دوش از سر مستی بخراشید رخم
آندم که زروش لاله میچید رخم
گفتم مخراشش که از آنروز که زاد
از قبلهٔ روی تو نگردید رخم
باده نمیبایدم فارغم از درد و صاف تشنه خون خودم آمد وقت مصاف
برکش شمشیر تیز…
افندس مسین کاغا یومیندن کابیکینونین کالی زویمسن
یتی بیرسس یتی قومسس بیمی تی پاتیس بیمی تی…

