دوش از قمر تو آسمان مینوشید (702)
-
اندازه متن
+
دوش از قمر تو آسمان مینوشید
وز آب حیات تو جهان مینوشید
زان آب حیاتی که حیاتست مزید
در هرچه حیات بود آن مینوشید
دوش از قمر تو آسمان مینوشید
وز آب حیات تو جهان مینوشید
زان آب حیاتی که حیاتست مزید
در هرچه حیات بود آن مینوشید
عاشق روی جان فزای توییم رحمتی کن که در هوای توییم
تو به رخسار آفتابی و…
صبر با عشق بس نمیآید عقل فریادرس نمیآید
بیخودی خوش ولایتیست ولی زیر فرمان کس نمیآید
…

