آکادمی پلیکان

دوش آن بت من همچو مه گردون بود (701)

- اندازه متن +

دوش آن بت من همچو مه گردون بود
نی نی که به حسن از آفتاب افزون بود

از دایرهٔ خیال ما بیرون بود
دانم که نکو بود ندانم چه بود

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×