دیدم رخت از غم سر موئیم نماند (707)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۵/۱۷
-
اندازه متن
+
دیدم رخت از غم سر موئیم نماند
جز بندگی روی تو روئیم نماند
با دل گفتم که آرزوئی در خواه
دل گفت که هیچ آرزوئیم نماند
صبح است و صبوح است بر این بام برآییم (1485)
صبح است و صبوح است بر این بام برآییم از ثور گریزیم و به برج قمر آییم
مولانا 
