من چوب گرفتم به کفم عود آمد (829)
-
اندازه متن
+
من چوب گرفتم به کفم عود آمد
من بد کردم بدیم مسعود آمد
گوید که در صفر سفر نیکو نیست
کردم سفر و مرا چنین سود آمد
من چوب گرفتم به کفم عود آمد
من بد کردم بدیم مسعود آمد
گوید که در صفر سفر نیکو نیست
کردم سفر و مرا چنین سود آمد
تا چند از این غرور بسیار ترا تا کی ز خیال هر نمودار ترا
سبحانالله که…
غم را دیدم گرفته جام دردی گفتم که غما خبر بود رخ زردی
گفتا چکنم که…

