آکادمی پلیکان

غم را دیدم گرفته جام دردی (1908)

- اندازه متن +

غم را دیدم گرفته جام دردی
گفتم که غما خبر بود رخ زردی

گفتا چکنم که شادیی آوردی
بازار مرا خراب و کاسد کردی

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×