هر جا به جهان تخم وفا برکارند (839)
-
اندازه متن
+
هر جا به جهان تخم وفا برکارند
آن تخم ز خرمنگه ما میآ رند
هرجا ز طرب ساز نی بردارند
آن شادی ماست آن خود پندارند
هر جا به جهان تخم وفا برکارند
آن تخم ز خرمنگه ما میآ رند
هرجا ز طرب ساز نی بردارند
آن شادی ماست آن خود پندارند
ای برده نماز من ز هنگام هین وقت نماز شد بیارام
ای خورده تو خون صد…
سحر است خیز ساقی بکن آنچ خوی داری سر خنب برگشای و برسان شراب ناری
چه…

