هان ای دل خسته وقت مرهم آمد (838)
-
اندازه متن
+
هان ای دل خسته وقت مرهم آمد
خوش خوش نفسی بزن که آن دم آمد
یاریکه از او کار شود یاران را
در صورت آدمی به عالم آمد
هان ای دل خسته وقت مرهم آمد
خوش خوش نفسی بزن که آن دم آمد
یاریکه از او کار شود یاران را
در صورت آدمی به عالم آمد
گر بیدل و بیدستم وز عشق تو پابستم بس بند که بشکستم آهسته که سرمستم
در…
گفت صوفی چون ز یک کانست…

