هر چند دلم رضا او میجوید (840)
-
اندازه متن
+
هر چند دلم رضا او میجوید
او از سر شمشیر سخن میگوید
خون از سر انگشت فرو میچکدش
او دست به خون من چرا میشوید
هر چند دلم رضا او میجوید
او از سر شمشیر سخن میگوید
خون از سر انگشت فرو میچکدش
او دست به خون من چرا میشوید
در عشق توام نصیحت و پند چه سود زهراب چشیدهام مرا قند چه سود
گویند مرا…
فرخ باشد جمال سلطان دیدن جان زنده شود ز روی جانان دیدن
من سلسلهٔ عشق تو…

