آن گوی که طاقت جوابش داری (68)
-
اندازه متن
+
آن گوی که طاقت جوابش داری
گندم نبری به خانه چون جو کاری
آن گوی که طاقت جوابش داری
گندم نبری به خانه چون جو کاری
مریدی گفت پیر را: چه کنم کز خَلایق به رنج اندرم، از بس که به زیارتِ من همیآیند و اوقاتِ…
یکی از وزرا به زیردستان رحم کردی و صلاحِ ایشان را به خیر توسّط نمودی. اتفاقاً به خطابِ ملِک گرفتار…

