صحنه چه میتواند گفت
به هنگامی که از بازیگر و بازی
تهی است؟
اینجا مطلقِ زیبایی به کار نیست
که کاغذِ دیوارپوش نیز
میباید
زیبا باشد.
در غیابِ انسان
جهان را هویتی نیست،
در غیابِ تاریخ
هنر
عشوهی بیعار و دردیست،
دهانِ بسته
وحشتِ فریبکار از لُو رفتن است،
دستِ بسته
بازداشتنِ آدمیست از اعجازش،
خونِ ریخته
حُرمتی به مزبله افکنده است
مابهاِزای سیرخواری شکمبارهیی.
هنر شهادتیست از سرِ صدق:
نوری که فاجعه را ترجمه میکند
تا آدمی
حشمتِ موهونش را بازشناسد.
نور
شبکور…
نور
شبکور…
نور
شبکور…
نور
شبکور…
گفتارِ فیلمی در بابِ نقاشیهای سالهای دههی ۶۰ علیرضا اسپهبد
برچسب ها:
مدایح بیصلهگفتی که باد مردهست
گفتی که باد مردهست از جای برنکنده یکی سقفِ رازپوش بر آسیابِ خون، نشکسته در به قلعهی بیداد، بر خاک…
صحنه چه میتواند گفت یا ترجمانِ فاجعه؟
نام اصلی این اثر ترجمانِ فاجعه است اما در میان مردم به صحنه چه میتواند گفت نیز شهرت داد.
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
احمد شاملو

