آکادمی پلیکان

بیا با ما مَوَرز این کینه‌داری (447)

- اندازه متن +

بیا با ما مَوَرز این کینه‌داری
که حق صحبت دیرینه داری

نصیحت گوش کن کاین در بسی به
از آن گوهر که در گنجینه داری

ولیکن کی نمایی رخ به رندان؟
تو کز خورشید و مه آیینه داری

بدِ رندان مگو ای شیخ و هُش دار
که با حکم خدایی کینه داری

نمی‌ترسی ز آه آتشینم؟
تو دانی خرقهٔ پشمینه داری؟

به فریاد خمار مفلسان رس
خدا را گر میِ دوشینه داری

ندیدم خوش‌تر از شعر تو حافظ
به قرآنی که اندر سینه داری

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×