گرچه غم و رنج من درازی دارد (84)
-
اندازه متن
+
گرچه غم و رنج من درازی دارد
عیش و طرب تو سرفرازی دارد
بر هر دو مکن تکیه که دوران فلک
در پرده هزار گونه بازی دارد
گرچه غم و رنج من درازی دارد
عیش و طرب تو سرفرازی دارد
بر هر دو مکن تکیه که دوران فلک
در پرده هزار گونه بازی دارد
تا چند زنم به روی دریاها خشت بیزار شدم ز بتپرستان کنشت
خیام! که گفت…
ماییم که اصل شادی و کان غمیم سرمایهٔ دادیم و نهاد ستمیم
پستیم و بلندیم…

