گفتم که بدان دهان همه شیرینی
-
اندازه متن
+
گفتم که بدان دهان همه شیرینی
حیف است زخلق در نهان بنشینی
گفتا نظر تو بود کوته در راه
سر برکنی ار ز ره مرا می بینی
گفتم که بدان دهان همه شیرینی
حیف است زخلق در نهان بنشینی
گفتا نظر تو بود کوته در راه
سر برکنی ار ز ره مرا می بینی
هر رنگ کاشارتی ز حالی باشد ای بس که نه حاکی از کمالی باشد
هر روز…
دیری است خیالی به سرم میگذرد تاسوی کدام منزلم در سپرد
خام آنکه خبر نیستش از…

