راهت بنمودم و به ره باز شدی
-
اندازه متن
+
راهت بنمودم و به ره باز شدی
آنگاه به راه در تک و تاز شدی
چون سازم اگر من به سمرقندت راه
بنمودم و تو بسوی اهواز شدی
راهت بنمودم و به ره باز شدی
آنگاه به راه در تک و تاز شدی
چون سازم اگر من به سمرقندت راه
بنمودم و تو بسوی اهواز شدی
بیدار نشستهام که او باز آید ز اهواز برآید ار ز شیراز آید
من میشکنم شب…
مسکین دلی من که پای بر کوی تو داشت با دستم کاو راه به گیسوی تر داشت

