دستها سرد و سبک
-
اندازه متن
+
دست ها سرد و سبک
زخمبندها سایه ها را
یکی یکی بر میدارند.
چشمانم را باز می کنم
هنوز زنده ام
و در مرکز زخمی پاک و نارس
دست ها سرد و سبک
زخمبندها سایه ها را
یکی یکی بر میدارند.
چشمانم را باز می کنم
هنوز زنده ام
و در مرکز زخمی پاک و نارس
من چون رودی تمامی طول تو را میپیمایم، از میان بدنت میگذرم بدانسان که از میان جنگلی، مانند کوره راهی…
از تولد تا مرگ، زمان با دیوارهای ناملموساش احاطهمان میکند. ما با قرنها، سالها و دقیقهها سقوط میکنیم. زمان آیا…

